از دنیای شخصی ام

۰۶آبان

برای اولین بار پیشانی ام را بوتاکس زدم. حالا که دو هفته گذشته و جا افتاده خیلی راضی ام... شبیه سی ساله ها شده ام...  خوشحالم....وقتی به آینه نگاه می کنم  به جای اینکه حواسم پرت چروک های پیشانی ام شود؛ از نبودشان لذت می برم و به خودم لبخند می زنم...  حالا که نمی توانم به بچه هایم اخم کنم؛ انگار کمتر هم عصبانی می شوم... شاید تاثیر میمیک صورت روی هم افزایی هورمون هاست و یا شاید هم حس خوب زیبایی و جوانی بازیافته شده؛ توی زندگی ام انتشار پیدا کرده...

القصه درود بر علم !

۰۴آبان

 

جایی که نتوانی لمس کنی؛ همه تن چشم می شوی و جایی که نتوانی ببینی؛ همه تن لمس می شوی... گاهی هم به عمد چشمانت را می بندی که سلول سلولت طعم خالص و شیرین لمس را بچشند مثلا وقتی می بوسی یا درآغوشش میگیری...

انگار که چشم  مسَکنی است برای دوری و لمس درمانی ست برای دوری....

۰۴آبان

در مورد تغذیه مدرسه اش پیشنهادی دادم. گفت " مامان چرا تو کاری که بهت ربطی نداره؛ دخالت می کنی؟" 

گفتم من فقط پیشنهاد دادم. گفت: " وقتی ازت نظر نخواستم؛ پیشنهاد نده!"

 

با دست لرزان و چشم ترسان می نویسم :

سلام بر نوجوانی زودهنگام تو و دردسرهایش!!

۰۴آبان

اول امسال مشهد بودند. گفت به امام رضا گفتم " من نمی دونم خودت درستش کن". دیروز مراسم خواستگاری اش بود.... 

انگار به خوب کسی سفارش کرده بود...

۰۱آبان

 

خواننده ها و بازیگرای هالیوودی با لباس های توری و شبیه لباس خواب_ دقیقا شبیه لباس خواب تازه عروس ها_ عکس میگیرن . آن هم با ژست های شبیه بازیگران فیلم های پورن!

 

همیشه این طور بوده یا من اخیرا به واسطه جوین شدن به کانالای تلگرامی تازه دارم میبینم؟؟

۰۱آبان

بانو

عشق

دورت بگردم

جونم

خوشگله

می بوسمت

 

کلماتی که لقلقه ی زبانشه... فرقی نداره خاله و عمه ش باشی یا دختری که برای اولین بار و دو دقیقه اوله که دیده یا دختری که پنج ساله باهاش دوسته ...  کهیر می زنم ....

۲۷مهر

یک حسرت پنهانِ دو طرفه ای بین زنان خانه دار و شاغل وجود داره... زنان شاغل به آسایش و راحتی زنان خانه دار و زنان خانه دار به استقلال و پرستیژ اجتماعی زنان شاغل... در ظاهر امر اما هر که حسودتر است دیگری را واضح تر می کوبد....

۲۶مهر

_ وقتی مُرد نفس راحتی کشیدم که دیگر لازم نیست چیزی را پنهان کنم و یا توضیح دهم...

-وقتی مُرد نفس راحتی کشیدم که مایه ی ننگ از دنیا کم شد و نیازی ندارم تف توی صورتش بیاندازم. ...

_ وقتی بیماری صعب العلاج گرفت؛ برایش غصه ای نخوردم و حالا  ازینکه خیلی کمتر میبینمش؛ خوشحال هم هستم... ندیدنش بیش باد...

_ هنوز چیزیش نیست ولی از خدا عمر خواسته ام ذلت و خواری اش را به چشم ببینم....ما حصل اعمال شرورانه خودش....

 

دوست داشتم بشنوم اشکالی ندارد اگر تمام این احساسات را تجربه کرده ام... دوست دارم تمام ماجرا را تعریف کنم و بشنوم بازم گلی به جمالم که به همین ها اکتفا کرده ام....

 

۲۴مهر

دیدمش و تازه فهمیدم چی میخوام.‌..

۱۶مهر

می گوید :" تیر برای آنکه با سرعت هر چه بیشتر به هدف برسد، باید بیشتر به عقب کشیده شود و بعد رها شود."

می گوید:" کسی که تاریکی را دیده باشد؛ در نور ثابت قدم تر است.."

می گوید:" همان طور که وقتی زیر آفتاب راه می روی؛ از سایه ات نمی ترسی و فقط نگاهش می کنی؛ تاریکی های خودت را هم ببین و نترس...

می گفت:"درمان عشق مواجهه است."

می گفت:"هر چیری که بدرخشد طلا نیست"